شاید همه چیز را باید به تقدیر سپرد!
تقدیری که من را رقم میزند..
تو را...
از این پس همه چیز در دست اوست و من هیچ جز آن چه به او سپرده ام نخواهم دید..
پس به انتظار قدم هایش خواهم نشست..
شاید تقدیر همان باشد که شد..
اما ادامه خواهد داشت پس حتی به استقبالش هم نمیروم!
اما هر چه باشد می پذیرم..
اگرچه شاید خواهم غمگین باشم..
اما باشد!
+ نوشته شده در ساعت 4 PM توسط مهلا
|